مجید اوجی🎬بیوگرافی مجید اوجی/ عکس های مجید اوجی و فلورا سام
مجید اوجی🎬بیوگرافی مجید اوجی/ عکس های مجید اوجی و فلورا سام
مجید اوجی, نسبت علی اوجی با مجید اوجی, مراسم تشییع مجید اوجی, مجید اوجی همسر نرگس محمدی, عکس مجید اوجی در بیمارستان, علت مرگ مجید اوجی, مجید اوجی و برادرش, فیلم تشییع جنازه مجید اوجی, فرزندان مجید اوجی, فریال اوجی, خاکسپاری مجید اوجی, زنده یاد مجید اوجی, مجید اوجی تهیه کننده
مجید اوجی, نسبت علی اوجی با مجید اوجی, مراسم تشییع مجید اوجی, مجید اوجی همسر نرگس محمدی, عکس مجید اوجی در بیمارستان, علت مرگ مجید اوجی, مجید اوجی و برادرش, فیلم تشییع جنازه مجید اوجی, فرزندان مجید اوجی, فریال اوجی, خاکسپاری مجید اوجی, زنده یاد مجید اوجی, مجید اوجی تهیه کننده
بیوگرافی
نام : مجید اوجی
زادروز: ۱ فروردین ۱۳۴۰
محل تولد: شیراز، ایران
درگذشت :۱۷ آبان ۱۳۹۸ (۵۸ سال)
محل زندگی: تهران
ملیت :ایرانی
پیشه: نویسندگی و تهیه کنندگی
سالهای فعالیت: از ۱۳۶۸ تا ۱۳۹۸
همسر: فلورا سام
زندگی نامه
مجید اوجی در سال ۱۳۶۳ با فلورا سام، هنرپیشه ازدواج کرده و حاصل این ازدواج دختری به نام فریال است.
سفر سبز، توطئه فامیلی، باغ سرهنگ، همسایهها، به سوی افتخار، نشانی، تا رهایی، ما فرشته نیستیم، تعطیلات رؤیایی و مرضیه از جمله سریالهایی است که اوجی تهیه کنندگی آنها را بر عهده داشتهاست.
مجید اوجی در ۱۷ آبان ۱۳۹۸ به دلیل سکته قلبی ناشی از سرطان درگذشت.
علت فوت مجید اوجی
مهران مهام تهیه کننده تلویزیون درباره دلیل و چگونگی فوت مجید اوجی تاکید کرد: وی به دلیل سکته قلبی از بین ما رفت، البته اوجی سالهای سال با بیماری سرطان لنف دست و پنجه نرم می کرد و سکته قلبی هم ناشی از ضعیف شدن بدن بر اساس سرطان بود.
مجید اوجی که شامگاه جمعه ۱۷ آبان در ۵۸ سالگی از دنیا رفت ، تا آخرین روزهای پیش از مرگ هم فعالیت می کرد و سریال مناسبتی «مرضیه» یادگار آخر او در قاب تلویزیون بود.
مهران مهام، تهیهکننده تلویزیون، ضمن تأیید خبر درگذشت مجید اوجی اظهار داشت: «متاسفانه مجید اوجی عزیز را که یکی از بهترین تهیهکنندگان رسانه بود از دست دادیم و جا دارد به خانواده تلویزیون و همسر عزیزشان سرکار خانم فلورا سام این اتفاق ناگوار رو تسلیت بگویم.»
مهدی فرجی که تهیهکنندگی سریال «نون.خ» را عهدهار بود است، در صفحه شخصی خود در اینستاگرم درباره عکسی که منتشر کرده چنین نوشته است: در پشت صحنه این سریال دو دوست نازنینم مرحوم سیدکمال طباطبایی تهیهکننده مجموعه و مرحوم مجید اوجی مرا همراهی میکردند.
امروز جای این دو هنرمند دوستداشتنی بین ما خالی است و ما ماندهایم و حسرت دیدار آنها.
خدا رحمتشان کند.

مجید اوجی و فلورا سام در فرانسه
درک متقابل رمز خوشبختی ماست
زندگی مشترک فقط زندگی زیر یک سقف نیست؛ زندگی همدلانه و همراهی همیشگی یک زوج در کنار یکدیگر است.
زندگیای که بعد از مدتی با تولد فرزندان شیرینتر میشود و البته در این مسیر تلخیها و مشکلات زیادی هم وجود دارد که با همدلی و عشق ورزی براحتی برطرف خواهد شد.
فلورا سام و مجید اوجی حدود ۳ دهه است که با محبت و عشق در کنار یکدیگر زندگی میکنند.
هر دو اهل شیراز و از اهالی ادب و هنر هستند.
آنها از زندگی مشترک خود به شیرینی سخن میگویند و صبوری و درک متقابل را رمز خوشبختی خود میدانند.
حاصل این زندگی شیرین دختری است به نام «فریال» که به پدر و مادرش میبالد و آنها نیزعاشقانه برای آینده او تلاش میکنند.
آنچه میخوانید حاصل گفتوگوی دو ساعتهای است با این زوج خوشبخت در عصرگاه یک پنجشنبه پاییزی.
مصاحبه با فلورا سام و مجید اوجی
خانم سام با شما شروع میکنم؛ چطور شد با مجید اوجی آشنا شدید؟
حدود سال ۱۳۵۹ که من دانشآموز دبیرستانی بودم، تلویزیون اطلاعیهای مبنی بر تشکیل کلاسهای تئاتر در شیراز پخش کرد و من هم به علت علاقهای که به این حوزه داشتم، در این آزمون شرکت کرده و پذیرفته شدم.
در آن زمان زنده یاد مجید افشاریان سرپرست گروه بود.
وقتی انقلاب فرهنگی رخ داد، آقای اوجی دانشجوی دانشگاه تهران بود و به علت این اتفاق به شیراز برگشته بود و چون اطلاعات بسیاری در این زمینه داشت، به عنوان کمک استاد به این گروه پیوست.
باب آشنایی ما از آن زمان آغاز شد.
من با ایشان تئاترهای بسیاری را کار کردم که در نهایت سال ۶۲ اتفاقات جدیدی در زندگی من افتاد و آقای اوجی به اتفاق خانواده به خواستگاری آمدند و سال ۶۳ نیز ما با هم ازدواج کردیم.
آقای اوجی، شما چه خصوصیات اخلاقی را در خانم سام دیدید که او را به عنوان همسر آینده خود انتخاب کردید؟
آن زمان من ۲۲ سال بیشتر نداشتم و هر دوی ما بسیار جوان بودیم.
جدا از عاشق شدن و عشق ورزیدن به یکدیگر، شاید کمی غیر قابل تصور باشد که در آن زمان و در اوج جوانی با هم پیوند زناشویی بستیم، اما حالا که به آن دوران فکر میکنم با تمام سختیها و مشکلاتی که در ابتدای زندگی داشتیم، میبینم خانم سام تمام خصوصیات اخلاقی که من همیشه دلم میخواست همسر آیندهام داشته باشد
دارد و فکر میکنم که یکی از مهمترین دلایل استحکام این زندگی، همین ویژگیهای اخلاقی خوبی است که او دارد.
نکته دیگر این که من اصلا آدم مرتب و منظمی نبودم و همیشه دور و برم شلوغ بود، اما بعد از ازدواج این اشکال با وجود فلورا برطرف شد.
من معتقدم خیلی خوب نیست که زن و شوهر کاملا شبیه به هم باشند.
آنها باید مکمل هم باشند و با کمک یکدیگر ایرادهای خود را برطرف کنند.
من هرچه عادت بد دارم با عادات خوب و مثبت خانم سام اصلاح میشود و مطمئن هستم که در مورد ایشان نیز همینطور است.
من همیشه جوانان را تشویق به ازدواج میکنم، چون اعتقاد دارم زندگی بعد از ازدواج قابل مقایسه با هیچ چیز در جهان نیست.
البته این مساله نیز به شناخت زوجین نسبت به هم برمیگردد و باید از این مرحله مهم زندگی با شناخت بیشتر عبور کرد.

مجید اوجی در کنار همسرش
بعد از ازدواج به تهران آمدید یا ساکن شیراز بودید؟
مجید: من بعد از دوران دبیرستان بلافاصله وارد دانشگاه تهران شدم، اما به علت وقفهای که به خاطر انقلاب فرهنگی در آن زمان برای تحصیل من افتاد، به شیراز برگشتم.
البته بعد از مدت کوتاهی دوباره دانشگاهها باز شد و من سر کلاس رفتم.
در همین دوران نیز ازدواج ما اتفاق افتاد و بلافاصله بعد از این مراسم به تهران آمدیم.
در تهران هم کار میکردم و هم درس میخواندم.
آن زمان در شبکه اول سیما مشغول کار بودم.
البته هر دو ما در دانشگاه تهران تحصیل میکردیم و زندگی ما در تهران ادامه پیدا کرد.
فلورا: ما خیلی زود ازدواج کردیم و به بیان بهتر جوانی زیادی را تجربه نکردیم.
بخصوص که سالهای جوانی ما با انقلاب فرهنگی و دوران جنگ تحمیلی روبهرو بود.
میتوان گفت ما به سرعت از این دوران عبور کردیم و به همین خاطر باید به افرادی با مسوولیتپذیری بالا تبدیل میشدیم.
آن دوران برای ما سالهای بیخیالی نبود.
اگرچه شاید هر کسی فکر میکرد که ازدواج ما در اوج جوانی به دور از عقل باشد، اما برای ما ازدواج تنها مراسم عقد و عروسی نبود، باید از شهرمان جدا میشدیم و به تهران میآمدیم.
من یک دختر ۱۸ ساله بودم و وقتی چشم باز کردم دیدم چقدر تنها هستم، چون ما درست بعد از گذشت یک هفته از ازدواجمان به تهران آمدیم.
حتی خیابانهای تهران را نمیشناختم.
تنها کسی که در تهران به عنوان یک نعمت الهی برای من و همسرم بعد از خدای بزرگ بود، وجود خاله عزیزم بود که مادرانه برای ما وقت میگذاشت و ما همیشه از مهر و محبت و توجه و همیاری او سپاسگزاریم.
مجید: بله.
واقعا هنوز هم وقتی روز مادر فرا میرسد ما سراغ خاله جان میرویم و روز مادر را به او تبریک میگوییم، چون واقعا در حقمان مادری کرد و در تمامی روزهای سخت جوانی، همراه ما بود و بخش بزرگی از زندگیمان را با کمک او ساختیم.
در نزدیکی خانه او در محله نارمک خانهای پیدا کردیم و همانجا زندگیمان را آغاز کردیم.
یادم میآید در سالهای جنگ بود که دختر مان «فریال» به دنیا آمد.
شب بسیار سختی بود.
باز هم سراغ خاله خانم رفتیم و او مثل همیشه برای ما مادری کرد.
هر اتفاقی که در تهران برای ما میافتاد، میگفتیم: خاله… به همین خاطر یک ادای دین همیشگی به ایشان داریم و وقتی که در مورد ایشان صحبت میکنیم هر دو ما احساساتی و منقلب میشویم و فکر میکنیم تا همیشه باید قدردان زحماتش باشیم.
ادتان میآید اولین کارهای مشترک شما قبل و بعد از ازدواج کدام بود؟
فلورا: بله. قبل از ازدواج نمایشنامهای نوشته بهروز غریبپور را با هم اجرا کردیم.
بعد از ازدواج یک فیلم داستانی به نام «نارنج» که آقای اوجی طراح صحنه و مدیر تولید آن بود را در شیراز با هم کار کردیم که مجید افشاریان تهیهکننده، کارگردان و نویسنده آن بود.
بعد از آن نیز مجموعه «مهر و ماه» را آقای اوجی تهیه کرد و من هم در آن بازی کردم.
مجید: البته در کار «گلستان خیال» من و خانم سام همبازی بودیم که فکر میکنم سال ۶۷ اتفاق افتاد.
آخرین کار مشترک ما هم مجموعه «توطئه فامیلی» و «ناز و نیاز» بود.
زیباترین، بهترین و شیرینترین اتفاق زندگی شما کدام اتفاق بود؟
فلورا: من فکر میکنم برای هر زوجی بهترین اتفاق در زندگی مشترک تولد و رشد فرزندشان باشد، چون فرزند نتیجه پیوند زن و مرد و حاصل عشق و ازدواج است.
البته تربیت درست و صحیح و نوع بزرگ شدن او سختیهایی برای والدین دارد، اما زندگی یک زوج با فرزند، کامل میشود.
ضمن اینکه وقتی کانون خانواده بر پایه و اصول درستی تشکیل شده باشد، میتوان فرزندی خوب تربیت کرد.
من فکر میکنم بهترین ثمره یک ازدواج، فرزند است، چون کارنامه و حاصل یک عشق است.
هر کس بخواهد در مورد زندگی یک زوج قضاوت کند، به فرزند آنها نگاه میکند.
البته بچههای امروز مانند بچههای گذشته آنقدر از پدر و مادرها تاثیر نمیگیرند و عوامل بیرونی و محیط و دوستان نیز بر آنها تاثیر میگذارد، اما در شرایط طبیعی اگر فرزندی در خانوادهای سالم و مستحکم رشد کند، تاثیرپذیری کمتری نسبت به این عوامل و محرکها دارد.
در زندگی برخی هنرمندان دیده میشود که پس از سالها زندگی به یکباره بنیان خانواده متزلزل میشود و آنها را به سمت جدایی میکشاند، به عقیده شماچرا این اتفاقها میافتد؟
فلورا: به نظر من به همان نکاتی برمیگردد که دربارهاش صحبت کردیم.
نکاتی مثل درک متقابل، شناخت و احترام به یکدیگر و….
مجید: البته به عقیده من به جنبه و ظرفیت برخی از افراد نیز برمیگردد.
بعضی از دوستان ظرفیت بازیگر شدن را ندارند.
وقتی میبینند مورد توجه عموم مردم قرار گرفتهاند به جای اینکه بیشتر به زندگی و خانوادهشان افتخار کنند، مغرور میشوند و میخواهند راه را به تنهایی ادامه دهند، چون فکر میکنند به این ترتیب موفقتر هستند؛ در صورتی که سخت در اشتباه هستند.

مجید اوجی, نسبت علی اوجی با مجید اوجی, مراسم تشییع مجید اوجی, مجید اوجی همسر نرگس محمدی, عکس مجید اوجی در بیمارستان
فکر میکنم بتوانید تعریفی زیبا از زندگی مشترک ارائه کنید؟
مجید: به نظر من زندگی مشترک یعنی همین که شما میبینید. (میخندد)
البته تعاریف برای زندگی مشترک، نسبی است، چون زندگی وجوه مختلفی دارد که نمیتـــوان در یک جمله آن را خلاصه کرد.
من میتوانم این نکته را بگویم که هر وقت بیرون از خانه مشغول به کار هستم، بیصبرانه منتظرم که زودتر به خانه برگردم و کنار خانوادهام باشم، چون خانه برای من جای بسیار خوشایندی است.
آثار
تلویزیون
حکایت نامه ۱۳۶۸
مهر و ماه ۱۳۶۹
دردسر ۱۳۷۱
خورشید شب ۱۳۷۳
به سوی افتخار ۱۳۷۷
روز های زندگی ۱۳۷۸
همسایهها ۱۳۷۹
سفر سبز ۱۳۸۰
مشق عشق ۱۳۸۲
شبی از شبها ۱۳۸۴
نشانی ۱۳۸۷
تارهایی ۱۳۸۸
تله فیلم (خانه ای در غبار) ۱۳۸۹
توطئه فامیلی ۱۳۹۰
ناز و نیاز ۱۳۹۰
باغ سرهنگ ۱۳۹۲
ما فرشته نیستیم ۱۳۹۲
بیقرار ۱ ۱۳۹۲
بیقرار ۲ ۱۳۹۳
تعطیلات رؤیایی ۱۳۹۶
مرضیه ۱۳۹۸

مجید اوجی و خانواده اش در شیراز
سینما
شیخ مفید ۱۳۷۳
قرارمون پارک شهر ۱۳۹۵






