مریلا زارعی🎬بیوگرافی مریلا زارعی/ عکس های جذاب مریلا زارعی

بیوگرافی 🔥 ۰۲ بهمن ۱۳۹۹ بدون دیدگاه

مریلا زارعی🎬بیوگرافی مریلا زارعی/ عکس های جذاب مریلا زارعی

مریلا زارعی, همسر مریلا زارعی مهدی رجبی, مریلا زارعی بی حجاب, مادر مریلا زارعی, عروسی مریلا زارعی, فرزندان مریلا زارعی, چرا مریلا زارعی ازدواج نکرده, عکس خانه مریلا زارعی, مریلا زارعی در مانکن 

مریلا زارعی, همسر مریلا زارعی مهدی رجبی, مریلا زارعی بی حجاب, مادر مریلا زارعی, عروسی مریلا زارعی, فرزندان مریلا زارعی, چرا مریلا زارعی ازدواج نکرده, عکس خانه مریلا زارعی, مریلا زارعی در مانکن 


بیوگرافی

نام :مریلا

نام خانوادگی :زارعی

تاریخ تولد :۱۳۵۳/۱/۲۵

محل تولد :تهران

تحصیلات :فارغ التحصیل صنایع غذایی


زندگی شخصی مریلا زارعی

مریلا زارعی برزی متولد ۲۵ فروردین ۱۳۵۳ بازیگر سینما و تلویزیون ایرانی است.

وی خواهر بزرگتر ملیکا زارعی است.

مریلا زارعی متولد شهر تهران و فارغ التحصیل صنایع غذایی از دانشگاه آزاد است.

ملیکا زارعی مجری محبوب برنامه کودک خواهر مریلا زارعی میباشد او متولد ۱۳۶۴ است و به تازگی مادر شده است.


دنیای بازیگری مریلا زارعی

مریلا زارعی فعالیت در تلویزیون را با بازی در مجموعه تلویزیونی دبیرستان خضرا به کارگردانی اکبر خواجویی در سال ۱۳۷۵ شروع کرد.

او در سال ۱۳۷۳ با بازی در فیلم “سلام سینما” (محسن مخملباف) وارد سینما شد و با مجموعه تلویزیونی “کاراگاه” (حسن هدایت) به دنیای بازیگری روی آورد.

او با مجموعه تلویزیونی “هوای تازه” (محمد رحمانیان) بیشتر شناخته شد.

بازی در فیلم “دو زن” (تهمینه میلانی، ۱۳۷۷) یکی از شانسهای بزرگ او بود.

پس از آن توانایی هایش را در “واکنش پنجم” (تهمینه میلانی، ۱۳۸۱) به رخ همگان کشید.

سرانجام با بازی کوتاه اما بسیار تاثیرگذارش در “سربازهای جمعه” (مسعود کیمیایی، ۱۳۸۲) مزد زحماتش را از بیست و دومین جشنواره فیلم فجر، از هشتمین جشن خانه سینما و از نویسندگان و منتقدان دریافت کرد.

ابتدا در فیلم “سلام سینما” ساخته محسن مخملباف (۱۳۷۳) چهرهٔ او بر روی پرده سینما نقش بست.

از دیگر نقش های درخشان وی می توان به بازی در فیلم سربازهای جمعه ساخته مسعود کیمیایی و درباره الی ساخته اصغر فرهادی اشاره نمود، که قدرت و هنر بازیگری خود را به نمایش درمی آورد.

خانم مریلا زارعی برای بازی در فیلم شیار ۱۴۳ جایزه سیمرغ بهترین بازیگر نقش اول زن سی و دومین دوره از جشنواره فیلم فجر را کسب کرد.

مریلا زارعی برای بازی در فیلم سینمایی دختر کاندید بهترین بازیگر نقش مکمل زن از سی و چهارمین جشنواره فیلم فجر ۹۴ شد.


نقش‌هایم مرا به زنان نزدیک می‌کند

مریلا زارعی بازیگر «ایده اصلی» به کارگردانی آزیتا موگویی که در سی و هفتمین جشنواره ملی فیلم فجر حضور دارد توضیح داد: پویایی بازیگر زمانی است که برای انتخاب نقش ریسک کند و خطر را بپذیرد و البته امکان دارد درنهایت بازتاب خوب یا بدی داشته باشد.

وی افزود: قصه فیلم سینمایی «ایده اصلی» جذاب و نگاهش به مخاطب عام بود و به همین دلیل برایم جالب بود.

زارعی با اشاره به ارتباط فیلم «ایده اصلی» با موضوعات روز جامعه امروز گفت: این فیلم برخلاف ظاهر شیک اش، لایه‌ای از فقر در جامعه را روایت می کند که واقعیت دارد.

بازیگر فیلم «شیار ۱۴۳» با اشاره به فقر موضوعات در سینما بیان کرد: باید درباره موضوعاتی چون امنیت در کشور فیلم ساخته شود که در فیلم «ایده اصلی» این جسارت وجود دارد.

زارعی با بیان اینکه نقش‌هایش او را به زنان جامعه‌ نزدیک می‌کند، گفت: ساحت بعضی از نقش‌هایم در روح و جان مخاطب قرار می‌گیرد مثل نقش الفت در فیلم «شیار ۱۴۳» که باعث ارتباط بیشتر با زنان جامعه‌ام شد.

وی در پایان گفت: سینما باید آینه تمام نمای جامعه باشد و نه ناآرامی و نه مسکن تزریق کند، در این صورت اگر طرح مساله درست باشد نتیجه ارزشمندی خواهیم گرفت.


مریلا زارعی در«مانکن»

مریلا زارعی که سابقه درخشش در فیلم‌های سینمایی مانند «درباره الی»، «زیر سقف دودی» و «شیار ۱۴۳» را در کارنامه خود داشته است، در اولین تجربه حضور در سریال نمایش خانگی، ایفاگر نقش بسیار متفاوتی در «مانکن» خواهد بود.

مجموعه «مانکن» در ۲۶ قسمت به قلم بابک کایدان نگاشته شده است و در توصیف نقشی که مریلا زارعی در این مجموعه ایفاگر آن است، آمده است: فهمیدن بعضی چیزا برای بعضیا خیلی سخته، مثل درک عمق زخمی که رو قلب یه زن جا مونده…


دست ندادن مریلا زارعی با مرد چینی سوژه شد

مریلا زارعی که به عنوان داور سی‌و‌ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر، لحظاتی در کاخ جشنواره حضور داشت وقتی در مواجهه با اعضای هیات فیلم سازی چین که به اشتباه قصد دست دادن با او را داشتند خودش را عقب کشید، سوژه عکاسان شد.

سومین روز (اول اردیبهشت) از سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر از حاشیه خالی نبود؛ حاشیه های بعضاً بامزه ای که برخی سوژه عکاسان می‌شد و بعضی هم گوش ها را تیز می‌کرد.

دیروز حوالی ظهر بود که زارعی بالاخره در جشنواره آفتابی شد؛ او که امسال به عنوان داور بخش سینمای سعادت در جشنواره حضور دارد وقتی در کاخ جشنواره به هیات فیلم سازان چین رسید یکی از فیلمسازان مرد چینی قصد دست دادن به او را داشت که زارعی خود را با حالت جالبی به عقب کشید و بعد از آن چیزی که بیش از همه شنیده شد، صدای فلاش دوربین ها بود و همراه با خندهای گاه و بی گاه عکاسان که برای هم قاب می گرفتند.

البته با توضیح به موقع و سریع یکی از خانم های همراه هیات چینی، همه چیز خیلی زود به خیر و خوشی تمام شد و این لحظه ثبت شد تا تیتر ما هم بشود.

مریلا زارعی, همسر مریلا زارعی مهدی رجبی, مریلا زارعی بی حجاب, مادر مریلا زارعی, عروسی مریلا زارعی, فرزندان مریلا زارعی, چرا مریلا زارعی ازدواج نکرده, عکس خانه مریلا زارعی, مریلا زارعی در مانکن 


فیلم شناسی مریلا زارعی

مریلا زارعی در سینما

پاتک (علی اصغر شادروان، ۱۳۷۴)

روی خط مرگ (شفیع آقامحمدیان، ۱۳۷۵)

زن شرقی (رامبد لطفی، ۱۳۷۶)

دو زن (تهمینه میلانی، ۱۳۷۷)

تکیه بر باد (داریوش فرهنگ، ۱۳۷۸)

عشق فیلم (ابراهیم وحیدزاده، ۱۳۷۹)

واکنش پنجم (تهمینه میلانی، ۱۳۸۱)

سیزده گربه روی شیروانی (علی عبدالعلی زاده، ۱۳۸۱)

هم نفس (مهدی فخیم زاده، ۱۳۸۲)

معادله (ابراهیم وحیدزاده، ۱۳۸۲)

سربازهای جمعه (مسعود کیمیایی، ۱۳۸۲)

زن زیادی (تهمینه میلانی، ۱۳۸۳)

مجردها (اصغر هاشمی، ۱۳۸۳)

حکم (مسعود کیمیایی، ۱۳۸۳)

نصف مال من، نصف مال تو (وحید نیکخواه آزاد، ۱۳۸۵)

دستهای خالی (۱۳۸۵)

اخراجی ها (مسعود ده نمکی) (۱۳۸۵) – نقش او در نسخه اکران حذف شد.

آفتاب بر همه یکسان می تابد (۱۳۸۵)

خروس جنگی (مسعود اطیابی، ۱۳۸۶)

یک اشتباه کوچولو (محسن دامادی، ۱۳۸۷)

شیرین (عباس کیارستمی،۱۳۸۷)

مدیوم (۱۳۸۷)

دعوت (ابراهیم حاتمی کیا، ۱۳۸۷)

درباره الی (اصغر فرهادی، ۱۳۸۷)

کیفر (حسن فتحی، ۱۳۸۸)

دیگری (مهدی رحمانی، ۱۳۸۸)

گزارش یک جشن (ابراهیم حاتمی کیا، ۱۳۸۹)

جدایی نادر از سیمین (اصغر فرهادی، ۱۳۸۹)

خوابم می آد (رضا عطاران، ۱۳۹۰)

خرس (خسرو معصومی، ۱۳۹۰)

هیس! دخترها فریاد نمی زنند (پوران درخشنده، ۱۳۹۰)

رژیم طلایی (رضا سبحانی، ۱۳۹۱)

همه چیز برای فروش (امیر حسین ثقفی)، ۱۳۹۱)

چ (چمران) (ابراهیم حاتمی کیا، ۱۳۹۱)

شیار۱۴۳ (نرگس ابیار، ۱۳۹۲)

دختر (۱۳۹۴)

بادیگارد ( ۱۳۹۴)

اسرافیل (۱۳۹۵)

زیر سقف دودی (۱۳۹۵)

مجموعه های تلویزیونی مریلا زارعی

کاراگاه (مجموعه، حسن هدایت، ۱۳۷۴)

مهر خوبان (مجموعه، ۱۳۷۴)

خلبان (مجموعه، ۱۳۷۴)

جهان وارونه (مجموعه، ۱۳۷۴)

دبیرستان خضراء (مجموعه، ۷۵-۱۳۷۴)

خانه های اجاره ای (تله تئاتر، ۱۳۷۵)

هوای تازه (مجموعه، ۱۳۷۵)

کهنه سوار (مجموعه، ۱۳۷۶)

شن های کف رودخانه (مجموعه تلویزیونی، ۱۳۷۶)

فردا دیر است (مجموعه، ۱۳۷۶)

ولایت عشق (مجموعه، ۱۳۷۷)

داستان یک شهر (مجموعه، ۱۳۷۸)

زمان شوریدگی (مجموعه تلویزیونی، ۱۳۷۹)

پلیس جوان (مجموعه، ۱۳۸۰)

دریایی ها (مجموعه، ۱۳۸۱)

کلاه پهلوی (مجموعه،۱۳۹۱)


جوایز و نامزدی های مریلا زارعی

برنده تندیس بازیگر نقش مکمل زن از جشن خانه سینما برای دو زن (۱۳۷۸)

تقدیر برای حضور در سریال «ولایت عشق» (۱۳۸۰)

تندیس بهترین بازیگر زن تلویزیون (۱۳۸۱)

برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل زن (سربازهای جمعه) (۱۳۸۲)

برنده تندیس زرین بهترین بازیگر نقش مکمل زن (سربازهای جمعه) (۱۳۸۳)

برنده لوح زرین بهترین بازیگر زن (سربازهای جمعه) (۱۳۸۳)

کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن (زن زیادی) (۱۳۸۳)

کاندید تندیس زرین بهترین بازیگر نقش اول زن (زن زیادی) (۱۳۸۴)

کاندید لوح زرین بهترین بازیگر زن (زن زیادی) (۱۳۸۴)

کاندید تندیس زرین بهترین بازیگر نقش اول زن (دستهای خالی) (۱۳۸۶)

کاندید تندیس زرین بهترین بازیگر نقش اول زن (دعوت) (۱۳۸۷)

کاندید بهترین بازیگر نقش مکمل زن در بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر برای فیلم (درباره الی) (۱۳۸۷)

دیپلم افتخار بهترین بازیگر زن در بیست و هشتمین جشنواره فیلم فجر برای (کیفر) (۱۳۸۸)

همچنین بخوانید:  یکتا ناصر🎬بیوگرافی یکتا ناصر/ عکس های جذاب یکتا ناصر بهمراه زندگینامه

تندیس بازیگر نقش مکمل زن از جشن خانه سینما برای فیلم (درباره الی) (۱۳۸۹)

کاندید بهترین بازیگر نقش اول زن از انجمن منتفدان ونویسندگان برای فیلم (خرس) (۱۳۹۱)

کاندید بهترین بازیگر نقش مکمل زن در سی و یکمین جشنواره فیلم فجر برای فیلم (هیس دختر ها فریاد نمی زنند) (۱۳۹۱)

کاندید بهترین بازیگر نقش مکمل زن از انجمن منتفدان ونویسندگان برای فیلم (هیس دختر ها فریاد نمی زنند) (۱۳۹۲)

برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن (شیار۱۴۳) (۱۳۹۲)

کاندید بهترین بازیگر نقش مکمل زن از سی و چهارمین جشنواره فیلم فجر برای فیلم (دختر) (۱۳۹۴)

مریلا زارعی, همسر مریلا زارعی مهدی رجبی, مریلا زارعی بی حجاب, مادر مریلا زارعی, عروسی مریلا زارعی, فرزندان مریلا زارعی, چرا مریلا زارعی ازدواج نکرده, عکس خانه مریلا زارعی, مریلا زارعی در مانکن 


مصاحبه با مریلا زارعی

انگار دنیای بازیگری به عنوان یک فعالیت شما را راضی می کند و مثل بعضی بازیگران دیگر سراغ حوزه های دیگر مثل عکاسی و موسیقی و … نرفته اید. چرا بازیگری اینقدر برای شما جدی است؟ ظاهرا بازیگری برای شما فقط یک شغل نیست و دغدغه جدی زندگی تان است.

قبل از ورود به این عرصه فکر می کردم هنرمندانی که در مقابل دوربین نقش آفرینی می کنند، تاثیر بزرگی روی جامعه می گذارند.

به همین دلیل بازیگری همیشه برایم جذاب بوده.

طبعا یک بازیگر در حوزه های دیگر هم باید فعال باشد و مطالعه کند اما من این کارها را بیشتر برای خودمانجام می دهم تال بینش خودم به عنوان یک بازیگر را تکمیل کنم.

به خاطر همین با هنرها و فضاهای دیگر هم بیگانه نیستم.

فرصت بازیگری برای من مغتنم است و این فرصت را به راحتی به دست نیاورده ام و علاقمند هستم که با مسئولیت، آن را پیگیری کنم.

همیشه هم جزو بی حاشیه ترین بازیگرها بوده اید. چرا این مشی را انتخاب کرده اید؟

حاشیه موردی است که برای تمام کسانی که بین مردم مشهور هستند پیش می آید و راه فراری از آن نیست.

خیلی از حاشیه خوشم نمی آید و سعی کرده ام از فضاهایی که ایجاد مسئله و حاشیه می کنند، فاصله بگیرم.

تصور می کنم دیگران هم به این احوال من احترام گذاشته اند و حتی اگر اتفاقی بوده، به احترام این روحیه من، آزارم نداده اند.

معتقدم هر واکنشی که آزادگی را از بازیگر سلب کند، محکوم است حتی اگر برای او شهرت بیشتری بیاورد.

نگران نیستید که مثل بقیه به خاطر حاشیه نداشتن شهرت پیدا نکنید؟

بیش از اینکه شهرت بازیگری برایم مهم باشد، محبوبیت آن مهم است.

به همین دلیل ترجیح می دهم با حضور مسئولانه در عرصه بازیگری محبوب و مشهور شوم.

اعتماد مردم برایم بیشتر از شهرت ارزش دارد.

در کارنامه تان کارهای طنز زیادی هم دارید. به فیلم های طنز و کمدی دلبستگی خاصی دارید؟ فیلم هایی مثل «خوابم می آد».

من کمدی را خیلی دوست دارم.

در «خوابم می آد» بازی کردم چون اولین تجربه سینمایی رضا عطاران بود.

من با رضا عطاران دو تجربه همکاری موفق در کسوت بازیگری دارم وعلاقمند بودم وقتی ایشان به من پیشنهاد می دهد، هر کاری که از دستم برمی آید، برایشان انجام بدهم.

«خوابم می آد» با اینکه یک فیلم طنز است اما نگاه انتقادی دارد و خیلی از مسائل را در قالب خودش مطرح می کند و بین فیلم های طنز نگاه تازه و نویی دارد.

وقتی این فرصت برای من پیدا می شود که آدمی را که در زمینه طنز قبول دارم، به عنوان بازیگر جلوی دوربینش قرار بگیرم، حتما قبول می کنم.

شاید او به عنوان کارگردان بتواند قابلیت های جدیدی را در من کشف کند.

در واقع خودم را در چنین فیلم هایی محک می زنم.

شما الان در دوره اوج کارتان هستید. هنوز از بازیگری لذت می برید؟

بله، بازیگری برای من لذتبخش است.

هر چند دارم کمی به کارگردانی هم فکر می کنم.

نه اینکه کارگردانی برایم پله بعدی بازیگری باشد.

کارگردانی یک عرصه دیگری است که به تمرین ها، بینش، تجربه ها و مهارت های دیگری نیاز دارد ولی واقعا دارم به آن فکر می کنم.

ان شاءالله که این فکر زمانی به عمل برسد.

اگر به عمل برسد، کارم را از نقطه صفر شروع می کنم.

یک بار گفته بودید از واکنش های پدر و مادرتان درباره فیلم ها و بازی هایتان می ترسید و مثل یک مرغ کوچولو کنار اتاق می نشینید. هنوز هم واکنش های آنها برایتان مهم است؟

مهمتر از قبل.

هنوز خانواده ام بزرگترین منتقدان من هستند و البته مهمترین.

واکنش خانواده ام به من جهت می دهد.

هنوز هم مثل قبل برای شنمیدن انتقادهای تندشان به گوشم و دغدغه رضایت آنها را دارم و همچنان دعا و تاییدشان را شرط لازم برای موفقیت می دانم.

ابراهیم حاتمی‌کیا در جایگاه کارگردان چه وی‍ژگی‌ای دارد که شما در فیلم‌هایش بازی می‌کنید و پیشنهادی از او را رد نمی‌کنید؟ ‌

من هم مثل همه مردم قبل از اینکه یک بازیگر باشم در درجه اول مخاطب سینمای آقای حاتمی‌کیا بوده و هستم.

با بعضی از آنها ارتباط خیلی ویژه برقرار کردم و شاید با بعضی از آنها نه.

مثل اتفاقی که درباره بقیه کارگردانانی که با آنها همکاری داشتم برایم رخ داد؛ تهمینه میلانی، مسعود کیمیایی، مهدی فخیم‌زاده، حسن فتحی و خیلی‌های دیگر.

مثلا در بین آثار آقای حاتمی‌کیا فیلم «آژانس شیشه‌ای» فیلمی بود که توانست نگاه من را به بعضی از آدم‌ها تغییر دهد و توجهم را به آنها جلب کند.

تلنگر، همان پدیده‌ای که ممکن است با دیدن یک اثر هنری در مخاطبش تأثیر بگذارد، که قطعا یکی از وظایف هنرمند مؤلف و صاحب سبک و اندیشه هم، ‌همین است.

در زمان تماشای فیلم «‌آژانس شیشه‌ای»‌ من بازیگر نبودم و هرگز به مخیله‌ام خطور نمی‌کرد که روزی با خالق این اثر همکاری داشته باشم.

اما بعدها، بعد از سال‌ها بازیگری همواره آرزوی همکاری با ایشان را داشتم.

در تمام این سال‌ها این برایم سؤال بود که چطور ممکن است پیشنهادی برای همکاری از سوی آقای حاتمی‌کیا نداشته باشم تا اینکه بالاخره این محقق شد.

زمان ساخت سریال «حلقه سبز» از جانب ایشان دعوت به کار شدم.

معرفی من به آقای حاتمی‌کیا توسط خانم «‌منیر قیدی» که از دوستان قدیم من است و تجربه کار با ایشان را داشت، اتفاق افتاد.

فقط در آن زمان من تصمیم به کار در تلویزیون نداشتم.

برای این تصمیم هم دلایل خودم را داشتم که بازگوکردنش شاید برای این مصاحبه قدری گزافه‌گویی محسوب شود.

به‌هرحال ایشان هم دلایل خودشان را برای کار در تلویزیون داشتند.

با همه این احوال، علاقه همکاری در این پروژه و قرارگرفتن جلوی دوربین آقای حاتمی‌کیا و حضور آقای حمید فرخ‌نژاد دلایلی بود که من را برای حضور مجاب کرد.

اما بعد از گذشت چند جلسه دورخوانی احساس کردم توان کار در یک پروژه طولان‌ مدت برای تلویزیون را ندارم و ترجیح دادم این همکاری را به زمان دیگری موکول کنم و از بازیگری در مجموعه انصراف دادم.

این اولین برخورد من با آقای حاتمی‌کیا بود.

مریلا زارعی, همسر مریلا زارعی مهدی رجبی, مریلا زارعی بی حجاب, مادر مریلا زارعی, عروسی مریلا زارعی, فرزندان مریلا زارعی, چرا مریلا زارعی ازدواج نکرده, عکس خانه مریلا زارعی, مریلا زارعی در مانکن 

‌چه کارگردان‌هایی هستند که علاقه دارید فقط از جلوی دوربینشان رد شوید؟ ‌

فقط دو نفر؛ اصغر فرهادی و ابراهیم حاتمی‌کیا.

این دو کارگردان کسانی هستند که به‌نوعی سبک کار‌کردنشان با بازیگر به یک تجربه مغتنم منتهی می‌شود.

جدیت و تمرین فراوان و تفکر روی نقش در هر دو این عزیزان تعیین‌کننده است.

اینجاست که دیگر نقش برایم اهمیت ندارد؛ همین که یک روز، ١٠ روز، ٢٠ روز، ‌فرصت حضور در کنارشان را داشته باشی، به قدر کافی برایت تجربه می اندوزد.

اینجا لازم است نکته‌ای را یادآوری کنم.

من به‌عنوان یک بازیگر فارغ از موفق یا ناموفق‌بودنم در اجرای نقش محوله یا خوب یا ضعیف‌بودن اثری که در آن حضور دارم، به واسطه کارگردان‌ها و گاهی به واسطه تفکر حاکم بر قصه به فیلم‌هایم دل می‌بندم و درنهایت به خالقان آنها ارادت ویژه پیدا می‌کنم.

دیگر در یک کل، خودم را جزئی می‌دانم که در مجموعه‌ای غرق شده که قرار است حرفی برای گفتن داشته باشد یا کارگردان صاحب‌سبکی را زنده و سرپا نگه دارد.

مثلا تعلقم به فیلم‌های «دو زن»، «‌واکنش پنجم» و «‌زن زیادی» ‌به‌ دلیل ساعات مفیدی است که در کنار تهمینه میلانی به یادگیری گذشت.

همچنین بخوانید:  سلمان خان🎬بیوگرافی سلمان خان، بازیگر مشهور بالیوود بهمراه عکس های جذاب

به‌طورمثال در تجربه‌ام با مسعود کیمیایی تأثیر حضور یک انرژی در صحنه را عمیقا درک کردم.

در «سربازهای جمعه» همین انرژی برایم بازی متفاوتی را رقم زد که تا سال‌ها سایه‌اش بر سر همه نقش‌هایم ماند.

یا کارکردن با اصغر فرهادی در سریال «در شهر» ‌ و بعد از آن «‌درباره الی» و سرانجام «‌جدایی نادر از سیمین» که نگاهم را به بازیگری تغییر داد.

توجه به جزئیات و الزام نگاه عمیق و دقیق یک بازیگر به پدیده‌های پیرامونش از خانواده تا جامعه، نگاه جهان‌شمولی که رنگ و نژاد نمی‌شناسد و صرفا بر پایه وجوه انسانی است و دیگرانی که همه برایم محترم بودند و دوست‌داشتنی.

‌ یعنی در واقع کارکردن با بعضی از کارگردانان برای شما احوال خوبی را شامل می‌شود که بعدها از تجربه کار با آنها احساس رضایت می‌کنید؟ ‌

نه الزاما این‌گونه نیست.

کارکردن با افرادی مثل آقای فرهادی یا آقای حاتمی‌کیا سختی‌های فراوانی دارد.

اتفاقا انرژی‌ای که در کارکردن با این افراد صرف کرده‌ام، بسیار بیشتر از دیگران بوده و همین به‌مثابه یک ویژگی، ‌آنها را برایم از دیگران متمایز می‌کند.

من در مواجهه با کارگردانان مختلف، متفاوت می‌شوم.

میزان آرامش، صبوری و شکل برخوردم با کار و نقش متفاوت می‌شود.

درواقع کوک من را کارگردان تنظیم می‌کند و این باعث می‌شود تجربه با کسانی که به استانداردهای حرفه‌ای نزدیک‌تر هستند، حضور قابل‌قبول‌تری را برایم رقم بزند.

‌ از چگونگی شکل‌گیری همکاری‌تان با اصغر فرهادی بگویید.

ببینید قصه بعضی از کارهای من و چگونگی شکل‌گیری آن گاهی اوقات برای خودم از کار مهم‌تر می شود.

مثلا کار با آقای فرهادی به شکلی واقعا عجیب رخ داد.

در زمان پیش‌تولید فیلم «‌درباره الی» ‌من مشغول بازی در فیلم «خروس جنگی» بودم که اتفاقا اکران هر دو این فیلم‌ها هم‌زمان با هم و در همان سال ٨٨ اتفاق افتاد.

یک شب خیلی بیخود‌ و بی‌جهت خوابی دیدم که در صحنه فیلمی حضور دارم که کارگردانش اصغر فرهادی است.

از آنجایی‌ که به احوال خودم آشنا هستم و همچنین به نشانه‌ها معتقد، ‌این خواب را جدی گرفتم.

ذهنم مشغول شد که چرا باید چنین رؤیایی را ببینم.

فردای آن روز طبق معمول برای کار آفیش بودم.

در اتاق گریم از یکی از همکارانم، آقای جواد فرحانی که اتفاقا یکی از تهیه‌کننده‌های فیلم «خروس جنگی» بود، شنیدم که آقای فرهادی مشغول ساختن یک فیلم پُربازیگر است.

با شنیدن این جمله تمام وجودم به گوش تبدیل شد.

بین خواب شب گذشته و جمله‌ای که در آن روز از آقای فرحانی شنیدم، رابطه جدی احساس کردم.

شاید جواد فرحانی کسی بود که من را ترغیب کرد پیگیری کنم.

با وجود اصول شخصی و حرفه‌ای‌ام با موبایل آقای فرهادی تماس گرفتم.

قصدم این بود که خودم را به آقای فرهادی پیشنهاد بدهم برای بازی‌کردن در فیلم.

در آن زمان این کار به‌نوعی کوچک‌شدن و تحقیر محسوب می‌شد که بازیگر حرفه‌ای کمتر می‌توانست زیر بار چنین عملی برود.

هرچند تصور می‌کنم موقعیت فعلی آقای فرهادی در سینما به گونه‌ای است که دیگر همکاران برای بازی در فیلم ایشان قطعا داوطلب هستند.

اما در آن زمان من فقط بر حسب هشدار ناخودآگاهم و پشتوانه تجربه تلویزیونی که در گذشته در سریال «در شهر» داشتم،

این کار را انجام دادم.

بدون اینکه از قصد آگاه باشم یا اصلا بدانم موضوع از چه قرار است.

به‌هرحال تماس صورت گرفت.

خودم را معرفی کردم؛ آقای فرهادی هم خیلی خوب و صمیمی با من برخورد کردند.

خوابم را برایشان گفتم و درنهایت گفتم آقای فرهادی اصلا منظورم این نیست که خودم را تحمیل کنم، فقط خواستم این نشانه را جدی بگیرم؛ به‌هرحال اگر فکر می‌کنید من برای بازی در این فیلم مناسب هستم، با تمام اشتیاقم در خدمتم.

آقای فرهادی هم توضیح دادند که اتفاقا در نظرم بودی، فقط شرایط این فیلم به‌گونه‌ای است که باید زوج‌های فیلم در کنار هم به آنچه در ذهنم هست نزدیک باشند و در انتها تشکر کردند از تماسم و خداحافظ.

چند روز بعد دستیار آقای فرهادی،

‌حمید قربانی که اتفاقا سابقه آشنایی با حمید را از سریال امام رضا، زمانی که کار تدوین می‌کرد، داشتم، تماس گرفت و از من خواست به دفتر بروم تا آقای فرهادی گپی با من داشته باشند.

خوب می‌دانستم که این تماس به منزله دعوت به همکاری نیست و فقط یک دیدار است و سؤالاتی که آقای فرهادی از من داشتند.

‌‌حالا واقعا این گفت‌وگو به دلیل شنیده‌های ایشان بود یا صرفا یک بازی بود؟

نه، به اعتقاد من بازی نبود.

به‌هرحال در همان جلسه آقای فرهادی بعد از شنیدن صحبت‌های من سناریو را آوردند و از من خواستند همان جا بخوانم و نظرم را بگویم.

من هم سناریو را خواندم.

تا آن‌موقع چنین تجریه‌ای نداشتم که در حضور نویسنده و کارگردان فیلم‌نامه‌ای را بخوانم و نظر بدهم اما با کمال میل پذیرفتم.

کاری را که شروع کرده بودم، باید تا انتها می‌رفتم.

وقتی می‌گویم یا علی، تا آخرین لحظه پای حرفم می‌ایستم.

آقای فرهادی حتی پرسیدند مثلا نمی‌خواهی نقش دیگری را بازی کنی مثل سپیده؟ (همان نقشی که گلشیفته بازی کرد) ‌گفتم نه.

اگر شما تشخیص دادید که این نقش مال من است، پس همین را باید بازی کنم.

خوب فهمیدم که انگیزه من آن‌قدر بالا بود که آقای فرهادی را هم مجاب کرد.

بعد چند تا عکس انداختیم و قرار شد با من تماس گرفته شود برای قرارداد و مراحل بعدی کار.

‌‌هیچ‌وقت متوجه نشدید چرا این‌قدر خصوصیات اخلاقی شما برای اصغر فرهادی اهمیت داشت؟ ‌

خیلی طبیعی بود.

در آن فیلم (درباره الی) قرار بود شش، هفت بازیگر در کنار هم بیش از دو ماه زندگی کنند و اینکه در صحبت‌های آقای فرهادی فهمیدم که کار برای ایشان آن‌قدر درگیری ذهنی داشت که دیگر فرصت یک عنصر مزاحم در گروه و درگیری با حواشی را ندارد.

آقای فرهادی مثل خیلی از کارگردان‌های خوب، روان‌شناس فوق‌العاده‌ای است.

درواقع به گونه‌ای با روحیات و خلقیات بازیگرش آشنا می‌شود و از این راه می‌تواند کنترل بازی بازیگر و اعتماد او را به خود جلب کند.

یادم هست در آن زمان من تازه از سفر خانه خدا آمده بودم.

تسبیحی چوبی داشتم که تنها یادگارم از آن سفر معنوی و پرخاطره بود و تا مدت‌ها در دستم بود.

انگار به نوعی به من آرامش می‌داد.

آقای فرهادی این وجوه من را خوب می‌شناخت تا جایی که یک روز به من گفت خیلی علاقه‌مندم که یک جایی این تسبیح و ذکرهای تو در فیلم ثبت شود.

این جمله او به من آرامش داد.

انگار که کارگردان به عمق روح تو وارد شده و واقعا هم شد.

در یک پلان این احوال و ذکر من ثبت شده حتی تسبیحم.

الان که زمان گذشته خوشحالم که یادگاری از آن دوران در کارنامه‌ام ثبت شده است.

گاهی اوقات که آقای فرهادی در میزانسن یا مسائل فنی کار نیاز به تفکر داشت و ذهنش مشغول می‌شد، تسبیح را از من می‌گرفت.

شاید این نکات برای آقای فرهادی خیلی شخصی باشد، اما درحال‌حاضر گفتنش برای من اهمیت دارد؛ چراکه بعد از گذشت سال‌ها از آن روز و موفقیت‌های فرهادی در عرصه‌های فرهنگی تأییدی است بر میزان اعتقادش به اصول.

همان اصولی که گاهی در ظاهر و قضاوت‌های اشتباه دیگران مغفول می‌افتد.

«درباره الی» ‌برای من تجربه پربار و دلنشینی بود.

تجربه همکاری با پیمان معادی و مانی حقیقی.

تجربه کار با شهاب حسینی که قبل‌تر از آن در «پلیس جوان» و «واکنش پنجم» داشتم و گلشیفته‌ای که دیگر نیست.

ترانه عزیز که این روزها بیش از پیش می‌درخشد و همه گروه.

تجربه‌هایی که دیگر در این کیفیت تکرار نشد و حاصلش بعد از مدت‌ها در «شیار ١۴٣» به ثمر نشست.

«درباره الی» برای من فراتر از یک فیلم بود.

یک دوره آموزشی فشرده بود که برای همه بازیگران آرزو می‌کنم چنین تجربه‌ای برایشان رقم بخورد.

‌ همکاری در «جدایی نادر از سیمین» چطور اتفاق افتاد؟ نقشتان در این فیلم بسیار کوتاه بود و همان‌طور که گفتید انگار فقط از جلوی دوربین رد شده‌اید.

مریلا زارعی, همسر مریلا زارعی مهدی رجبی, مریلا زارعی بی حجاب, مادر مریلا زارعی, عروسی مریلا زارعی, فرزندان مریلا زارعی, چرا مریلا زارعی ازدواج نکرده, عکس خانه مریلا زارعی, مریلا زارعی در مانکن 

این هم برای خودش داستانی دارد.

من به سبب ارتباط با آقای فرهادی در جریان سناریو بودم و درواقع قصه را می‌دانستم.

همچنین بخوانید:  پدرام شریفی🎬بیوگرافی پدرام شریفی/ عکس های پدرام شریفی، بازیگر نقش پیمان در فیلم هم گناه

بسیار از نقشی که خانم بیات بعدها آن را بازی کرد خوشم آمد.

به همین دلیل برای بازی اعلام آمادگی کردم.

آقای فرهادی با توجه به مختصات فیزیکی من و سابقه ذهنی تماشاگر از من برای انتخاب من شک داشتند، اما ناگهان پیشنهاد دیگری کردند که اگر بتوانم تغییری در فیزیک بدهم شاید بشود به نقش نزدیک شوم.

به همین دلیل قرار شد لاغرتر شوم.

البته فرصت کمی بود برای این کار که البته من هم در این فرصت کم، یعنی در حدود ١٠ روز، ١٠ کیلو لاغر شدم.

تقریبا رژیمی که گرفتم به نوعی خودکشی محسوب می‌شد.

١٠ روز فقط ورزش سنگین کردم و مایعات می‌خوردم.

اما بعد از این رژیم سخت، باز هم به ویژگی‌های شخصیت نزدیک نشدم.

در نهایت قرار بر این شد که از خیر آن بگذریم.

بعد از این تلاش آقای فرهادی از من خواستند که نقش خانم معلم را بازی کنم.

از آنجا که برایم کارکردن با آقای فرهادی اهمیت داشت با کمال میل پذیرفتم که درنهایت حاصل کار همانی شد که در فیلم دیدید.

خانم ساره بیات نقش مورد نظر را بازی کردند و بسیار درخشان. آقای فرهادی هم در تیتراژ کار شأن حرفه‌ای من را حفظ کردند.

‌‌پیش‌آمده که موقع ایفای یک نقش اتفاقی برایتان بیفتد که از کنترل شما خارج است و همه‌چیز را به سمتی دیگر پیش ببرد؟

‌ اصولا در سینما خیلی از اتفاقات پیش آمده که از کنترل من خارج بوده و به نوعی تقدیر دیگری را برایم رقم زده است؛ نمونه بارز آن فیلم «سربازهای جمعه»‌.

به‌خوبی به خاطر دارم وقتی برای بازی در نقش «‌نیر» ‌از سوی آقای کیمیایی انتخاب شدم، از ویژگی‌های نقش یا به تعبیری از زیست و طبقه‌اش هیچ اطلاعی نداشتم.

از آقای کیمیایی خواستم که برایم در ارتباط با آن اطلاعات بیشتری بدهند که ایشان فقط توصیه کردند دیالوگ‌ها را حفظ کنم و فرمودند روش ایشان این است که فقط در صحنه در مقابل دوربین بازیگر را راهنمایی می‌کنند.

خب بالطبع این در من هراس عجیبی به وجود آورده بود.

صبح روزی که قرار بود برای فیلم‌برداری آن صحنه بروم، با خدای خودم کلی راز و نیاز کردم و از او کمک خواستم.

واقعا معجزه شد.

در صحنه دقیقا اتفاقاتی افتاد که نتیجه‌اش شد همان بازی.

با تمام وجود منتظر شنیدن بودم.

آقای کیمیایی به روش خودشان در من شوری را در صحنه ایجاد کردند که به‌سرعت متوجه شدم باید چه کاری انجام دهم.

البته من همیشه کیفیت بازی‌ام در این فیلم را یک معجزه می‌دانم.

یا حتی بازی‌ام در «شیار ١۴٣».

واقعا نقش الفت را از لطف پروردگار می‌دانم.

در تمام لحظات بازی نگاهم به آسمان بود و تمام مدت دعا می‌کردم به گونه‌ای ظاهر شوم که قلب مادران شهدا را با الفت همراه کنم.

دعا می‌کردم الفت از مریلا زارعی فاصله بگیرد و بتواند در قلب‌ها وارد شود و همان تأثیری که من از فضای قصه و احوال شخصیت گرفتم به مخاطب منتقل شود.

همه اینها که گفتم انکار زحمات کارگردان و عوامل حرفه‌ای کار نیست، بلکه من به نیروی بزرگ‌تری تکیه کرده بودم و پاسخش را هم گرفتم.

گاهی اوقات خلوص و صداقت برای نمایش یک نقش جلوتر از تکنیک و فن می‌ایستد؛ یعنی همه چیز مقهور نیت و فکر شما می‌شود.

‌‌بعد از ٢٠ سال حضور در عرصه بازیگری دیگر چه سودایی برایتان مانده؟ ‌

همچنان علاقه‌مند و مشتاق بازی در یک نقش خوب و چالش‌برانگیزم.

هر چند می‌دانم این آرزو ممکن است دیر به دیر محقق شود، ولی آرزویم همچنان بازی در یک نقش خوب و تأثیرگذار است.

الحمدالله خداوند تا اینجا به من لطف داشته و از راهی که آمدم راضی هستم.

امیدوارم توفیق ماندن داشته باشم.

ماندن در ذهن مخاطبم و در قلب مردمم که به عشقشان لباس نقش‌های متفاوت را بر تن کردم.

‌ نمی‌خواهید کارگردانی کنید؟ ‌

در فکرش هستم.

البته نه به این معنا که بازیگری برایم تمام شده.

اتفاقا این وسوسه به دلیل جدی‌ترشدن سینماست.

شاید به این دلیل که علاقه‌مندم تا آخرین لحظه‌ای که توان دارم در سینما تنفس کنم.

‌‌ اما این روزها فیلم «دختر» به کارگردانی رضا میرکریمی از شما روی پرده‌های سینماست، با توجه به اینکه شما برای بازی در این نقش کاندیدای سیمرغ هم شدید، این تجربه را چطور ارزیابی می‌کنید؟ ‌

بعضی از انتخاب‌هایم به دلیل کارگردان اثر یا مضمون قصه پیشنهادی بوده؛ یعنی حتی اگر نقش چالشی برایم نداشته باشد برای بهترشدن اثر داوطلبانه و با تمام وجود حاضرم.

نمونه آن فیلم «‌هیس دخترها فریاد نمی‌زنند» ‌خانم پوران درخشنده بود.

مضمون جسورانه فیلم و حضور کارگردانی که دغدغه مسائل جامعه‌اش را دارد، من را مجاب به بازی در نقشی کرد که شاید فراز و فرودی ندارد و شاید خیلی از کارهای دیگر که ذکر آنها احتمالا از حوصله خواننده مطلب خارج است.

فیلم «‌دختر» ‌هم نمونه همان کارهاست.

فیلمی به کارگردانی رضا میرکریمی با مضمونی جدی، با ‌توجه به ارزش‌های خانواده و تفاوت نگاه بین ‌نسل‌ها و چالش‌های پیش‌ِرو که می‌تواند گاهی اوقات به فاجعه ختم شود و همکاری چندباره با فرهاد اصلانی عزیز و گروهی کاملا حرفه‌ای و کاربلد.

قطعا حضور در این فیلم برایم تجربه مغتنمی بود.

همکاری که پیش از این میسر نشده بود و حالا این فرصت دوباره من را بر آن داشت خود را کنار گروهی پرانگیزه و آرام محک بزنم.

اینکه می‌گویم آرام به دلیل خصوصیات اخلاقی آقای میرکریمی بود.

آرامش آقای میرکریمی و نحوه برخورد با موضوعات و سلیقه ایشان در بازیگری برایم کنجکاوی‌برانگیز بود؛ اینکه چطور می‌توانم خودم را در چنین فضایی در قالب نقشی دیگر محک بزنم.

اتفاق خیلی ساده و روان افتاد.

از قبل بنا به دلایلی قصه را می‌دانستم.

بعد از اتمام کارم در فیلم «‌بادیگارد»‌ این همکاری به من پیشنهاد شد و من بعد از ارزیابی موقعیت نقش، پاسخ مثبت دادم که الحق تجربه ارزشمندی بود.

بسیار آموختم و از این بابت خرسندم.

امیدوارم تماشاگر هم به اندازه خود ما بتواند با کار و نحوه روایت قصه ارتباط برقرار کند.

کاندیداتوری من هم برای بازی در این نقش قطعا حاکی از نگاه مثبت داوران جشنواره به بازی من بود اما اصلِ توفیق مربوط به زمان اکران است و اینکه تماشاگر مهر تأیید بر این نقش‌آفرینی بزند.

به‌هرحال ما همه تلاشمان را کردیم که مخاطب را به فکر واداریم.

در ضمن، این روزها خبر کسب موفقیت فیلم در جشنواره فیلم مسکو و همچنین موفقیت فرهاد اصلانی و کسب جایزه بهترین بازیگر مرد، خستگی را از تنمان بیرون کرد.

اینکه بتوانیم با یک اثر فرهنگی، خودمان و تفکرمان را در مقابل چشم جهانیان به نمایش بگذاریم، بسیار غرورآفرین است.

می‌بالم به داشتن چنین همکارانی.

خدا رو شکر می‌کنم که امسال از این لحاظ سال پُرباری بوده.

چندی قبل افتخارآفرینی هنرمندان در جشنواره کن و حال این فیلم نوید خوبی است برای سینما.

مخصوصا بازیگران سینما که نشان دادند هیچ عاملی مانع از درخشیدن آنها نمی‌شود؛ اینکه سینما می‌تواند مرزها را درنوردد و چشم‌انداز تازه‌ای را از این مرز و بوم در نظر جهانیان ارائه کند.

‌ و کلام آخر؟

سینما همچون زندگی به من آموخت چطور برای رسیدن به موفقیت باید از شکست‌ها و رنج‌ها درس عبرت گرفت و آنها را چراغ راه کرد.

سینما به من صبر را آموخت و اینکه برای رسیدن باید صبور بود.

سینما به من آموخت ما هم مثل همان یخ فروشی هستیم که حاصل و دسترنج زندگی‌اش هر لحظه آب می‌شود؛ پس باید لحظات را قدر بدانیم و از آن به بهترین شکل بهره ببریم.

سینما به من نشان داد لحظه‌به‌لحظه را که از عمر سپری می‌کنی عمق نگاهت و جنس صدایت و حتی شکل ظاهری، نمی‌تواند مانعی باشد برای رسیدن به قلب‌های مردمی که برای آنها از زندگی طبیعی می‌گذری، بدون آنکه چشم‌انداز واضحی در مقابلت باشد.

سینما به من زندگی‌کردن آموخت؛ اینکه باید زندگی کرد و این فرصت فقط برای رسیدن به خود واقعی و درنهایت منشأ هستی است.

الهی که همه عاقبت به خیر شویم و بعد از مرگمان ناممان به نیکی یاد شود.

الهی آمین.


توجه: مطالب بخش پزشکی و سلامت سایت ویکی ویو فقط جنبه اطلاع رسانی و آموزشی دارند. این مطالب توصیه پزشکی تلقی نمی شوند و نباید آنها را جایگزین مراجعه به پزشک جهت تشخیص و درمان کرد.
Subscribe
Notify of
0 Comments
Inline Feedbacks
View all comments