شهرام پوراسد🎬بیوگرافی شهرام پوراسد/ شهرام پوراسد بهمراه عکس ها
شهرام پوراسد🎬بیوگرافی شهرام پوراسد/ شهرام پوراسد بهمراه عکس ها
شهرام پوراسد, سریال گمشده شهرام پوراسد, شهرام پوراسد در فیلم شیرین و فرهاد, شهرام پوراسد در نقش فرهاد, فیلم فرار شهرام پوراسد, همسر مهدی مظفری, بیوگرافی شهرام گوهرچین, شهرام اسدی, شهرام اسدی و همسرش, نرگس محمدی و همسرش
شهرام پوراسد, سریال گمشده شهرام پوراسد, شهرام پوراسد در فیلم شیرین و فرهاد, شهرام پوراسد در نقش فرهاد, فیلم فرار شهرام پوراسد, همسر مهدی مظفری, بیوگرافی شهرام گوهرچین, شهرام اسدی, شهرام اسدی و همسرش, نرگس محمدی و همسرش
بیوگرافی
شهرام پوراسد (متولد ۲۵ مرداد ۱۳۴۷ در تهران) هنرپیشه ایرانی است.
وی دارای لیسانس تئاتر از دانشگاه آزاد واحد تهران میباشد.
فعالیت هنری اش را با موسیقی آغاز کرد.
پس از مدتی توسط پدرش با هنر عکاسی آشنا شد و دورههای مختلف عکاسی را در ایران و آلمان گذرانید.
بین سالهای ۱۳۶۷ تا ۱۳۷۱ در چندین نمایشگاه گروهی عکاسی شرکت کرده است.
در سال ۱۳۷۲ با فیلم آخرین شناسایی (علی شاه حاتمی) سینما را تجربه کرد؛ و همچنین مدتهاست به عنوان گوینده و بازیگر با شبکه جوان رادیو همکاری دارد.
به همراه دیگر افتخارات ایشان در زمینه های هنری، به جاست که به یکی از دستاوردهای بین المللی سینمایی وی فیلم “کاغذ خروس نشان” که در سال ۲۰۱۴ نائل به دریافت جایزه صلح جشنواره شیکاگو گشت اشاره نمود.
اگر از مخاطبان سریال های تلویزیون باشید حتما سریال ستایش ۳ که این شبها در شبکه سه در حال پخش است را دیده اید.
فصل سوم سریال ستایش با تغییرات زیادی در ترکیب بازیگران روی آنتن رفت و شهرام پوراسد یکی از بازیگرانی است که به فصل سوم این سریال اضافه شد.
شهرام پوراسد بازیگر نقش مهدی مظفری در سریال ستایش ۳ است که از آخرین تجربه بازیگری اش در تلویزیون یعنی سریال شب هزار و یکم چیزی حدود ۱۰ سال میگذرد.
سومین فصل سریال ستایش از ۲۲ شهریورماه روی آنتن رفت و با وجود ایراداتی که به این فصل سریال وارد شد باز هم مخاطبان زیادی را پای تلویزیون میخکوب کرد.
شهرام پوراسد بازیگر نقش مهدی پسر خانم مظفری در سریال ستایش است که دلداده ستایش شده است و علاقه دو طرفه ای بین او و ستایش در سریال شکل گرفته که با مداخله مادرش ماجراهای جدیدی را در فصل سوم این سریال رقم زده است.
بازیگر سریال ستایش یکی از هنرمندان گزیده کار دنیای هنر است که که همین روند را از ابتدای دوران هنری اش پیش گرفت و به هر قیمتی حاضر نیست مقابل دوربین برود و نقشی را ایفا کند.
شهرام پوراسد در سریال ستایش با بازیگرانی چون داریوش ارجمند، سیما تیرانداز ، مهدی سلوکی، نرگس محمدی ، قربان نجفی، فریبا نادری، سینا شفیعی، فرهاد جم، کیهان ملکی ، محمد رضا داودنژاد ، مهدی میامی، امیرمحمد زند ، لاله مرزبان، کمند امیر سلیمانی ،مهتاج نجومی، علی طالب لو، آتش تقی پور ، مهرنوش ستاری، نگار جوکار، مریم نیک رفتار، امید علی مردانی، کریم قربانی و علی میلانی همبازی بود.
شهرام پوراسد بازیگری را از سال ۷۲ با فیلم آخرین شناسایی به کارگردانی علی حاتمی آغاز کرد و اولین بازی او در تلویزیون در سریال فرار در سال ۱۳۷۴ بود.
این بازیگر کشورمان نزدیک به ۳۰ سال در دنیای هنر حضور داشت اما گزیده کاری و سختگیری در انتخاب نقش ها باعث شد تا تن به ایفای هر نقشی ندهد و بر همین مبنا تعداد فیلم و سریال های او زیاد نیست.

شهرام پوراسد در کنار بهزاد فراهانی
مصاحبه با شهرام پوراسد
آقای پوراسد قطعا و با حساسیتی که شما دارید، از قبل با قصه سریال «ستایش» آشنا بودید و با آگاهی بازی در این سریال را پذیرفتید.
– چند قسمت از فصل اول ستایش را دیده بودم، اما متاسفانه فصل دو را ندیده بودم.
وقتی نقش مهدی به من پیشنهاد شد با توجه به اینکه از فصل دو شناختی نداشتم با آقای سعید مطبی (نویسنده)، سعید سلطانی (کارگردان)، و آرمان زرین کوب (تهیه کننده) درباره فیلمنامه صحبت کردم.
آقای مطلبی بسیار قاطعانه گفتندکه فصل سوم بسیار پر چاشتر و جذابتر از دو فصل قبل نگاشته شده و معتقد بودند حتی از فصل یک پربینندهتر خواهد بود.
آن زمان که من دعوت شدم فیلمنامه به طور کامل آماده نشده بود و سیناپس را خواندم.
بعد که فیلمنامه آماده شد و شروع به خواندن کردم متوجه این جذابیتها شدم و نقش را پذیرفتم.
با توجه به اینکه در دنیا سریالها به سمت ساخت فصلهای بعدی پیش میروند به این جهت که در واقع بینندههای بالفعل خود را دارند و به طور معمول در فصلهای بعدی میتوانند مخاطبین خود را حفظ کنند.
گمان میکنم ستایش هم از این قانون بی بهره نباشد و مورد اقبال عمومی قرار گیرد.
بعد از بازی در سریال «ستایش۳» مشغول کار دیگری نشدید؟
– هنوز نه، اما به زودی دو کار تئاتر شروع خواهم کرد، که اولی کارگردانی یک تئاتر موزیکال خواهد بود و دومی بازی در یک تئاتر که کاری است از یکی از کارگردانهای خوب و درجه یک، که از هم کلاسیها و هم دانشکدهایهای قدیم است.
در سینما و تلویزیون چطور؟
– یک پیشنهاد داشتم که چندان جذاب نبود و منتظر پیشنهادات بهتر هستم.
اینطور که پیداست برای انتخابهایتان بسیار سختگیر هستید و حاضر نیستید هر پیشنهادی را قبول کنید؟
– بله دقیقا همین طور است.
از قرار معلوم از همان ابتدای بازیگری همین طور بوده اید؟
– بله، حدود سی سال است که وارد این حرفه شده ام و از همان ابتدا سختگیریهای لازم را داشته ام و سعی کردم کم و گزیده کار کنم، به همین دلیل هم هست که در این سی سال ۲۵-۲۶ کار سینمایی و تلویزیونی بیشتر بازی نکردهام.
چرا؟ این سختگیری از کجا نشات میگیرد؟
– من بازیگری را آکادمیک شروع کرده ام و با شروع تحصیل در دانشگاه در رشته کارگردانی و بازیگری وارد دنیای بازیگری حرفهای شدم و به نظرم مسئولیت سخت تری بر دوش دارم.
در ضمن از ابتدا مایل بودم انتخاب کنم و فیلمنامه، کارگردان، تهیه کننده و گروه و عوامل و احترام به شعورببیننده برایم مهم بود.
به همین دلیل هم سعی کردم همیشه شغل دوم داشته باشم و به اجبار به هر فیلمی پاسخ مثبت ندهم.
سالها تدریس کرده ام و از آنجایی که تحصیلات آکادمیک را مهم میدانم، در مقطعی حتی بازیگری را رها کردم و به دنبال ادامه تحصیل در رشته جدیدی رفتم و رشته مهندسی معماری خواندم و “آرشیتکت” هستم و در این رشته هم مشغول به کارم.
فکر میکنید چنین روشی یعنی ساخت سریالهای دنبالهدار در ایران هم جواب میدهد؟
– خب کمی فرق دارد و از طرفی هم مقایسه، مقایسه درستی نیست که بیاییم صنعت سریالسازی در ایران را با کشورهای دیگر مقایسه کنیم.
اما نباید سطح سلیقه مخاطب را تنزل داد.
یعنی اگر ما سریالهای خوب و پرمخاطب گذشتهمان را که همچنان مردم سراغ ساخت ادامه آن را از من میگیرند، مثل سریال گمشده که در سال ۷۶ پخش شد و هنوز و با وجود گذشت ۲۳ سال هنوز مردم سراغ ساخت ادامه این سریال را از من میگیرند.
در این سریال من، خانم رویا تیموریان، خانم مهناز افشار و آقای دانیال حکیمی بازی میکردیم.

شهرام پوراسد در فیلم ستایش
وقتی فیلمنامه را خواندید منهای صحبت با عوامل و تهیه کننده و نویسنده چقدر شخصیت مهدی برایتان پررنگتر بود و چقدر قصه سریال شما را جذب کرد؟
– طبیعتا کاراکتری که قرار بود بازی کنم بخشی از اولویتهایم است.
قصه برای من خیلی مهم است، اما به هر حال آن شخصیتی که قرار است بازی کنم باید برایم جای کار داشته باشد.
احساس کردم شخصیت متفاوتی است و شاید بعد از سی چهل سال برای اولین بار باشد که در تلویزیون یک جورهایی به صراحت شخصیت خانم دلبسته شخصیت مرد سریال میشود و این عشق اول از سمت زن قصه ما که «ستایش» باشد شروع میشود.
اتفاقا یکی از جذابیتهای قصه ستایش هم همین بود که آقای مطلبی خیلی ظریف و زیرپوستی به آن پرداخته بود.
باز هم میگویم بعد از مدت طولانی در تلویزیون ما در یک سریال میبینیم که یک خانم از احساساتش به مردی که مورد توجهش قرار گرفته حرف میزند و این انتقال احساسات است که باعث پیشرفت داستان و انتقال عشق به طرف مقابلش میشود.
خیلیها بر این باورند که تاریخ مصرف قصه ستایش گذشته است و اتفاقهایی که در این داستان میافتند زیاد به واقعیت امروز جامعه ما نزدیک نیست. شما فکر میکنید قصه ستایش در عصر حاضر چقدر ممکن است ما به ازای بیرونی داشته باشد و چند درصد از مردم با زندگی شبیه به این داستان مواجه باشند؟
– به نظر من در جامعهمان ما به ازا دارد.
چراکه نه؟ ما با نشان دادن این ارتباطات اخلاقی و درست و به جا میتوانیم یکسری تابوهایمان را برداریم.
چرا اگر خانمی نسبت به مردی به دلیل درست و منطقی و اخلاقی علاقهای دارد، باید منتظر بنشیند و اگر اتفاقی از سمت مرد نیفتاد این ارتباط برای همیشه از بین برود؟! آدمها میتوانند ابراز کنند و معتقدم این قصه میتواند در شهر و کشور ما ما به ازای بیرونی داشته باشد.
موضوع دیگری که درباره ستایش وجود دارد این است که در کنار اینکه خیلیها سریال را نقد میکنند، اما خیلیها هم سریال را دوست دارند و آن را دنبال کرده و میبینند.
– طبیعتا جذابیت قصه روی کاراکترها تاثیر میگذارد و بالعکس جذابیت خوب پرداخت شدن کاراکترها روی قصه موثر است.
معتقدم که فیلمنامه ستایش هر دوی این ویژگیها را با هم دارد و نویسنده با توجه به سبقه و تخصصی که دارد خیلی خوب هم داستان را پرداخت کرده هم شخصیتها را خوب پروراندهاند.
هر دوی اینها دوش به دوش هم داستان را جلو میبرد و به نظر من برای مردم هم جذابیت دارد و به گفته تهیه کننده کار آقای زرین کوب: ستایش بر اساس آمار پر بینندهترین سریال سیما است.
برای اولین بار بود که با آقای سلطانی همکاری میکردید. از این همکاری راضی بودید؟
– بله همکاری بسیار جذابی بود.
آقای سلطانی فرد فهیم و فرهیخته، دوست داشتنی و با اخلاق هستند و همین خوش اخلاقیشان باعث جذابیت این همکاری میشود.
اولین رشته هنری شما بازیگری بود یا به رشتههای هنری دیگری هم پرداختهاید؟
– طبیعتا از دوران کودکی و نوجوانی علاقه به هنر داشتم و به همین خاطر در موسیقی، نقاشی و عکاسی، تئاتر سینما و معماری فعالیت کرده ام و در کنار آنها کار تئاتر هم میکردم.
سینما را چه زمانی شروع کردید؟
– از سال ۷۱ اولین کار سینماییام را با نام آخرین شناسایی به کارگردانی علی شاه حاتمی شروع کردم و وارد حیطه تصویر شدم.
در کارهای پیشنهادی برای هر بازیگری یک یا دو گزینه اولویت دارد. اولویت شما در انتخابهایتان چیست؟
– همانطور که گفتم، در درجه اول فیلمنامه برایم مهمتر از سایر گزینهها است.
مدتی هم در رادیو فعالیت میکردید؟
– بله، هر بازیگری به این نیاز دارد که از فن بیانش به درستی استفاده کند و رادیو تجربه بسیار خوبی برای من بود.
از چند سالگی به سمت رادیو آمدید؟
– فکر میکنم ۲۷ سالم بود که به رادیو رفتم.
من بازیگری را با تئاتر شروع کردم و بعد از ورودم به دانشگاه و تحصیل در رشته بازیگری کارگردانی اولین کار سینماییام را هم بازی کردم و بعد رادیو و تجربه مدیومهای دیگر.
اغلب بازیگرانی که هم نسل و هم دوره شما بودند مدتی است که کمتر از گذشته فعالیت میکنند. دلیل این موضوع چیست؟
– به قول یکی از دوستانم من جوانترین جوان اول، جوان باقی مانده سینمای ایران از نسل دهه ۷۰ سینمای ایران هستم.
متاسفانه جوان گرایی ایجاد شده در عوامل تولید سینما، چندان خوب نیست و شاید به خاطر مشکلات مالی گروههای تولیدکارهای سینمایی سعی میکنند از عوامل جوان و بی تجربه و ارزان استفاده کنند.
این نسل عوامل هم دوره خود را نمیشناسند چه رسد به بازیگران قدیمیتر و با تجربهتر، چه رسد به پیش کسوتان این رشته که احترام و حرمتشان بر همه ما واجب است و اگر زحمات آنان نبود ما هم نبودیم و نسل بعد ما هم نبودند.
برای مثال نسلی که به عنوان گروه پیش تولید و کستینگ در سینما و تلویزیون کار میکنند، شناخت دقیق و درستی از بازیگران نسل ما و دو نسل قبل از ما ندارند و همین باعث شده که خیلی از بازیگران قدیمیتر فراموش شوند.
البته تعدادی هم به خواسته خود و با توجه به اینکه در بخشهایی از جمله فیلمنامه ضعفهایی وجود دارد این حرفه را رها کردند و یا طی این سالها مجبور شدند که به سمت شغلهای دیگر بروند که مجبور نباشند زندگی خود را فقط از بازیگری بگذرانند.
شما تا به حال در کارنامه کاریتان نقشهای منفی بازی کردید؟
– بیشتر کارهایی که بازی کردم مثبت بوده، ولی نقش اصلی و ضدقهرمان منفی هم بازی کرده ام و البته که دوست دارم نقش منفی هم بازی کنم و به نظرم نقش منفی قدرت مانور بیشتری را به بازیگر میدهند و هر بازیگری دوست دارد چنین چیزی را تجربه کند.
از طرفی پذیرش نقشهای منفی از سمت مردم در جامعه ما کمی سخت است.

شهرام پوراسد در کنار بهمن مفید
دوست ندارید در شبکه نمایش خانگی بازی کنید؟
– سال گذشته پیشنهادی داشتم که نپذیرفتم.
تلویزیون میبینید؟
– بله کارهایی که برایم جذاب باشند را حتما میبینم و من نیز بخشی از این جامعه هنری هستم و باید کارهای دوستانم را نگاه کنم.
بین سریالهایی که بازی کردید کدام کار از همه ماندگارتر بوده است؟
– سریال گمشده تجربه خیلی خوب و خاطر انگیزی بود و مسافر زمان سریال متفاوتی بود.
شاید این نظرم بر اساس بازخوردی است که از مخاطبان دریافت کرده ام و گفتم که خیلیها هنوز سراغ ادامه تولید این سریالها را از من میگیرند.
هر چند مسافر زمان فصل دو هم داشت، اما به دلیل مشکل فیلمنامه خیلی از بازیگرانی که در فصل اول بودیم در فصل دو حضور نداشتیم و فصل دو این سریال دیده نشد.
متاسفانه زیاد در این کار موفق نبودیم و شاید تنها چالشی که من با گروه داشتم این بود که برایشان درک این مورد سخت بود.
فیلمشناسی
سینمایی
رنج و سرمستی (۱۳۹۲)
کاغذ خروس نشان (۱۳۹۰)
شهر اسفنجی (۱۳۹۰)
منفی هجده (۱۳۸۶)
شهرت (۱۳۷۹)
فرار بزرگ (۱۳۷۶)
لاکپشت (۱۳۷۵)
شیرین و فرهاد (۱۳۷۴)
آخرین شناسایی (۱۳۷۲)
تلویزیونی
ستایش (فصل سوم، ۱۳۹۷ سعید سلطانی)
شب هزارویکم (۱۳۸۸ علی بهادر)
شب میگذرد (۱۳۸۷ راما قویدل)
آهوی ماه نهم (۱۳۸۳ مسعود نوابی)
مسافر زمان (۱۳۸۲ مسعود نوابی)
آبی مثل دریا (۱۳۸۱ ابوالقاسم معارفی)
حامی (۱۳۸۱ بهمن زرینپور)
صدایم کن (۱۳۷۹ احمد حسنی مقدم و مسعود نوابی)
گمشده (۱۳۷۷ مسعود نوابی)
فرار (۱۳۷۴ رحیم رحیمی پور)

شهرام پوراسد, سریال گمشده شهرام پوراسد, شهرام پوراسد در فیلم شیرین و فرهاد, شهرام پوراسد در نقش فرهاد, فیلم فرار شهرام پوراسد, همسر مهدی مظفری, بیوگرافی شهرام گوهرچین, شهرام اسدی, شهرام اسدی و همسرش, نرگس محمدی و همسرش






